مجد الدين محمد الحسيني ( مجدى )

23

زينت المجالس ( فارسى )

روزى بجامه شستن بصحرا رفته بودند از فرزندان غافل شده يك طفل را گرگ درربود و آن دو ضعيفه در طفل باقى مانده نزاع كرده مخاصمت نزد داود بردند و حضرت داود بمقتضاى آنكه يكى متصرف بود و گواه نداشت فرمود كه طفل تعلق به او ميدارد و چون خصمين از محكمه بيرون آمدند سليمان از ايشان پرسيد كه پيغمبر خدا شما را چگونه حكم كرد يكى از آن دو عورت صورت واقعه را معروض داشت سليمان كاردى طلبكرده پرسيدند كه چه خواهى كرد جوابداد كه اينرا دوپاره كرده هريك از شما را نصفى خواهم داد يكى از آن دو زن راضى شده ديگرى در گريه افتاده گفت طفل را تسليم رفيق من نما كه من به اين امر همداستان نيستم سليمان فرمود فرزند از عورتيست كه به تنصيف او رضا نداد و اينحديث معروض داود شده از كياست و فراست فرزند تعجبها نمود . « ذكر شمهء از خوارق عادت و معجزات عيسى » ( ع ) يكى از معجزات آنحضرت احياى موتى بود و ديگرى صحيح ساختن اكمه و ابرص و كور مادرزاد بود كه مطلقا چشم خانه نداشته باشد و ديگر آنكه آنحضرت از گل صورت طيرى ساخته به او در دميدى و آنمرغ گلبن حيات يافته طيران نمودى تفصيل اينمعجزات از سياق كلام آينده بوضوح خواهد پيوست آورده‌اند كه عيسى ( ع ) دو نفر از حواريانرا به شهر نصيبين فرستاد تا اهل آن بلده را به نبوت او دعوت نمايند و شمعون بن حمون الصفا كه وصى آنحضرتست از عقب آن دو نفر در حركت آمد تا اگر ايشانرا عارضه واقعشود در آن امر اعانت نمايد و با حضرت مسيح گفت كه اگر از تو ياريخواهيم از ما دريغ مدارد و آن دو نفر بنصيبين رسيد و يكى آواز بر آورد كه ايمردمان عيسى روح اللّه و رسول اوست مردم او را بكذاب متهم داشته نسبت به حضرت مسيح سخنان گفتند و او را نزد ملك بردند فرمود كه از اينقول بازگرد و الا بفرمايم تا ترا بكشند آنمرد كه موسوم بنومان بود از رجوع امتناع نمود ملك فرمود تا دست او را بريده ميل در چشمش كشيدند و او را در مزبلهء انداختند و شمعون اينقضيه را شنيده بعد از ملازمت ملك بعرض رسانيد كه مامول از كرم شهريارى آنكه مرا رخصت فرمايد تا ازين مبتلا سخنى چند تحقيق نمايم ملك تجويز نمود از نومان پرسيد كه سخن تو چيست گفت ميگويم كه عيسى روح اللّه و بنده و رسول اوست شمعون استفسار نمود كه بر صدق اينسخن دليلى دارى جوابداد كه اكمه و ابرص و ساير مرض علاج مىكند شمعون گفت اطبا با وى درين فعل شريكند ديگر چه آيت دارد نومان